X
تبلیغات
زولا
دوشنبه 15 مرداد 1397 @ 00:16

آره گفتی... گفتی...هزااااابااااار گفتی

نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم؟

در این سراب فنا... 

چشمه حیات منم..

وگر به خشم روی صد هزاااااار سال ز من

به عاقبت به من آیی که منتهات منم..

نگفتمت که به نقش جهان مشو راضی؟

که نقش بند سراپرده رضات منم

نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی

مرو به خشک ...

که دریای باصفات منم

نگفتمت که چو مرغان به سوی دام مرو؟

بیا که قدرت پرواز و پرّ و پات منم..

نگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنند؟

که آتش و تبش و گرمی هوات منم

نگفتمت که صفت‌های زشت در تو نهند

که گم کنی که سر چشمه صفات منم؟

نگفتمت که مگو کار بنده از چه جهت؟

نظام گیرد 

خلاق بی‌جهات منم

اگر چراغ دلی...

 دان که راه خانه کجاست

وگر خداصفتی

 دان که کدخدات منم...


وشروع

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد