X
تبلیغات
زولا
یکشنبه 7 مرداد 1397 @ 01:08

حتی شراب ره به حال خرابم نمیبرد

امروز واقعا حس کردم بریدم

حس کردم دیگه نمیتونم

دنیا رو رحم فرض کنید و مارو جنین

مادر هم خدا

عامل حیات اون جنین؟

ارتباطش با مادر از طریق جفت

وضع من مثل اینه که جفتمو از دست دادم و دارن بهم میگن دووم بیار

زنده بمون

رشد کن

تا متولد بشی

نمیشه!

آقاجون نمیشه. من این یکسالونیم هم قاچاقی زنده موندم

باید سقط میشدم

نمیدونم چطوره که هنوز دارم تو این رحم میچرخم

سرم گیج میره

  

دارم جوووووون میکنم برای زندگی کردن

ولی تموم نمیشه. هزارتا جون دارم

فکرکنم اگر یک در میلیون همه چیز دوباره همون بشه که بیتابشم

انقدر تا اون موقع جون داده باشم که حتی نتونم لذت ببرم

داستان من با مثبت اندیشی و امیدواری و سخت کوشی و تلاش میونه و ربطی نداره

همونجوری که همه اینکارا برای زنده کردن یه مرده جواب نمیده

من ناشکری نمیکنم

من فقط ملولم از دست خودم و نادانی هام

میتونم خودمو ببخشم و خیلی وقته بخشیدم

اما ...

آه... چی بگم...چطور بگم..چرا بگم.. 

سخته... خدایا ِ....اینا فقط یکسری کلمات هستن که شاید تا اینجا خونده باشید

ولی در واقع با هر حرف یکی از استخوانهام میشکنه

چندتا از مویرگرام خشک میشن

سلولای مغزیم میترکن

درررررررد میکشم و شک ندارم درونم جهنم شعله وره

هرچقدر بیرونمو استوار نگه داشتم ولی درونم ویرانه شده

دستم میلرزه که بگم خدایی در کار نیست

چون هست

ولی از دستش برای من کاری ساخته نیست هرچند بالای همه دستهاست 

اون زمانی که ازش خیلی کارها ساخته بود دور بودم و نمیدیدمش

هرچند پشت سرم میدویید و تقلا میکرد که نجاتم بده

اما من بدجوری شیرجه زدم سمت سیاهی

و اون نتونست مقابل انتخابها و اختیارهای  اشتباه من کاری کنه

متاسفانه نتونست


نظرات (1)
ماریا
دوشنبه 8 مرداد 1397 ساعت 12:28
تحمل کن درست میشه، فقط زمان می بره...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
میدونی من حاضرم چه چیزهاییمو بدم که این جمله تو درست باشه؟
نمیدونی
نمیدونی
نمیدونی
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد