سه‌شنبه 19 تیر 1397 @ 16:44

بیا بیا

بازم ازون کارا کردم!

رفتم بلیط یه چیزی رو خریدم که حتی نمیدونم اون تاریخ میتونم خودمو به اون شهر برسونم یا نه

که حتی هیچ برنامه ای هم برای رفتن ندارم

علاوه بر اینکه دوتا بلیط هم گرفتم:/

چرا؟

چون به خودم قول داده بودم این تنهایی اینور اونور رفتنامو متوقف کنم

و جالب اینجاست کسی نیست که فکرکرده باسم بیاد باهام!!

.

در واقع بیش از هرچیزی دوست داشتم این بلیطارو هدیه بگیرم

اما خب فلسفه زندگی مستقل میگه برای شادبودن و رسیدن و به خواسته هاتون معطل دیگران نباشید. خودتون حرکت کنید

که باید بگم شاید این روش نتیجه بده و تورو به جایی که میخوای برسونه ولی عمرا کیف نمیکنی!

قطعا اگر من اینو هدیه میگرفتم و بهش دعوت میشدم خیلی خوشحال تر از این بودم که خودم برم برای خودم بخرم که به خودم احترام گذاشته باشم که چیزی دلش خواسته

هیچم حس آویزونی و بدبختی بهم نمیداد! حس عزیز محترم شمردن دلخواستم از طرف کس دیگه رو میداد. 


+تو چراااا انقدر تلخی؟!

-نمیدونم.

+عادت میشه ها. عوض شو.

-تضمینی داری که عوض شدنم دنیای تلخمو عوض کنه؟

+نه! ولی میتونی امتحان کنی که! فقط یه هفته تلخ نباش

-نتیحه نداد. میگی ده روز. میگی یه ماه. میکی یه سال. اخرشم..

+شششش... مثل هیچکس نباش

-چی میگی

+خودت میدونی . بس کن تلخیتو

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد