پنج‌شنبه 7 تیر 1397 @ 00:21

چرا عاشقت نیستم؟

از میان گلها

تو

از میان درختان

تو 

از میان جویباران

تو

از میان ابرها 

تو

از میان صداها

تو

از میان سکوتها

تو

از میان رنگها

تو

از میان دریاها

تو

از میان پرندگان

تو

از میان صدفها

تو

از میان خدایان

تو

از میان سبکها

تو

از میان باید ها

تو

از میان نباید ها

تو

از میان قانونها

تو 

از میام جرم ها

تو

از میان سرپیچی ها

تو

از میان شکرگزاری ها

تو

از میان سرودها

تو 

از میان سکوت ها

تو

از میان عبورها

تو 

از میان سکون ها

تو

از میان دشتها

تو

از میان کوه ها

تو

از میان فراز ها

تو

از میان بازی ها

تو

از میان میوه ها

تو

از میان لباسها 

تو

از میان فرودها

تو

از میان شهرها

تو

از میان غذاها

تو

از میان کتابها

تو

از میان سالها و ماه ها و روزها و ثانیه ها

تو تو تو

از میان ما

تو

از میان من هم

تو

اما هنوز هم عاشقت نیستم

حتی دوستت هم ندارم

دردناک است که مرا در حلقه محبان نمیخواهی و راهم نمیدهی

دردناکتر است که حتی خودم بودن در آن حلقه را نمیخواهم

میدانی و میدانم چه میگویم

میدانی و میدانم چه میخواهم

اما میدانی و نمیدانم چه میخواهی

با من به اعجاز سخن بگو

این تنها راه ارتباطی ماست

میدانم و میدانی

تا شاید روزی نوشتم:

از میان اعجازها

تو!

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد