X
تبلیغات
رایتل
جمعه 10 فروردین 1397 @ 00:04

بغلمینوفن

اینجا همه چیز خوبه. توی قلبم. توی روحم. هیچ چیزی نیست که آزارم بده یا عذاب آورباشه

تا وقتی ذهنمو ساکت میکنم همه چیز مملو از آرامش و شعفه. انگار درست وسط یه اتفاق خیلی خوبم. 

بی هیج دلیل و منطقی آرامم. نه دریغی هست نه حتی امیدی. مثل جاری شدن تو یه سیال بی رنگ و لایتناهی...

بذار بی پرده بگم

درست مثل لحظه ای که بغلت میکنم.

همون لحظه ای که ایستادیم جلوی همو جز به آغوش کشیدن، شعبده ای نیست تا زیپ این دوحجم متکامل! بشه. من حتی تجربشم نکردم. پس جطور انقدر عمیق حسش میکنم. و انقدر عجیب قلبم تندتندمیزنه از تصورش.. 

بذار یکم دیگه ذهنم خاموش باشه. یکم دیگه این حسو تجربه کنم. یکم دیگه از کامل بودن لبریز بشم. بذار یکم دیگه قلبوروحمو بی واسطه پیوند بدم به هم. آخ که چه حالیه...

نظرات (1)
:)
یکشنبه 12 فروردین 1397 ساعت 06:16
خوشمان آمد از عنوان^_^
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ابداع خودم نیست
از یه شعر برداشتم که یادم نیست
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد