X
تبلیغات
رایتل
شنبه 16 دی 1396 @ 16:13

امیدم تویی... ناامیدم نکن

امروز یکی از این پیامای تلگرامی برام اومد:

داشته های زندگیتو به خاطر نداشته هایی که قراره به زودی به دستشون بیاری، نادیده نگیر!

صبح شنبه ات بخیر!

.

همین شد که بلند گفتم چایی بریزم برات؟

گفت تو که با من قهری! دیشبم شبخیر نگفتی. اصلا حواست به من نیست چنذروزه.

بعدم کمی گریه کرد!!!

گفتم خب خودت میدونی چندروزه دوباره یادم اومده اون روزا... دیشبم اول خودت رفتی خوابیدی حواسم هست شبخیر نگفتی!!!

بعدم برامون چای ریختم با شیرینی های دیشب آوردم خوردیم.

پیشنهاد کرد که برم اروپا پیش فامیلامون! حال و هوام عوض بشه.

بهش گفتم که چی! گفت اینجوری تو خونه افتادی همش میخوابی که چی!! گفتم در هر حال هردوشون آخرشون میشه که چی!!!گفت هممونم آخرش میمیریم!!!بشینیم زندگی نکنیم بگیم آخرش که چی؟! چون میمیریم؟؟؟ دیگه خندیدیمو بعدشم رفتیم بیرون کمی خرید کردیم. گیسو امتحان ریاصیشو خراب کرده بودو گریه میکرد طفلکی. و زندگی همینجور بی وقفه و پرتکرار سپری میشه...


+واقعا وقتی بتونی روی ذهنت غلبه پیداکنی

انگار غلبه به چیزای دیگه خیلی پیش پا افتاده میشه

و از بچگی ذهنای ما مریض و ترسو بار اومدن متاسفانه

ولی یه روز میفهمیم همه چیز یه جور دیگست و از همه مهمتر، خدا ابدا اون موجودی نیست که برامون ترسیم شده.

نظرات (1)
ماریا
جمعه 22 دی 1396 ساعت 12:40
بچه خوبی باش آفرین...

منم دوست دااااااارم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:*
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد