X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 6 آذر 1396 @ 03:50

رهایی

نه چاقومو کند کرد

نه جلوی سربریدن خواسته ای که ماه ها با التماس و تضرع و شاید سالها با خون دل پرورونده بودمش رو گرفت

با اشکام سر چیزی که فقط به دستای خودش حل میشدو بریدم

بزرگترین خواسته زندگیم تا حالا را تقدیم خودش کردم و به رضاش رضایت دادم...تا ثابت کنم بهش اعتماد دارم... و میدونم توی این دنیا چیزی نیست که مال من باشه..

شاد نیستم!

غم اندودم ولی حس آرام گرفتن دارم

پس از این محرم شدم ...

خیلی تلاش کردم. هنوز هم میتونستم ادامه بدم. و اتفاقا نکتش هم همینجاست. از بیچارگی تسلیم نشدم. چاره هایی بود ولی بهتر دیدم دیگه خودمو عقب بکشم و تو آغوش خدا قایم بشم. خودش درست میکنه...

تلاشمو دید

ثابت قدمی و تشنگیمو دید

نشونش دادم که تا چه حد میخوام اون چیزارو...

و فکرمیکنم دیگه زمان رهاکردن رسید

بهش اعتماد دارم

و چه اعتمادی استوارتر از اعتماد به خدا...


افوض امری الی الله

ان الله بصیر بالعباد

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد