X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 21 آبان 1396 @ 21:46

یک معجزه روشن شو

من هنوز به سنی نرسیدم که بگم : یک سیب رو وقتی میندازی بالا، هزارجور چرخ میخوره تا بیوفته زمین.

یعنی برای من و تجربیاتم هنوز چنین چیزی جا نیوفتاده...

ندیدم!

سیبهایی که تا حالا دیدم پرت شدن آسمون، همونجور صاف و مستقیم خوردن کف زمین و ترکیدن!

شاید برای همینه ناامید میشم هرازگاهی.

این سری که بار سفر میبستم با خودم گفتم چه فرقی کردی با آدم سری پیش و پیشترش که چمدون میبست؟!

چیو تو این چندماه برای خودت و درون خودت تغییر دادی که راه به بیرون پیدا کنه؟

جز اشک و آه و لاغرشدن و سکوت و چهره ای که نگاش میکنی غم عالم بریزه تو دلت. . .

این مگه رسم توکل و ایمانه؟

برای همه عادی میشه آخرش... مثل همون همکاری که گفت دیگه برامون عادی شده نخندیدنت!

همه فراموش میکنن چی بودی و خو میگیرن به این دل مردگی. 

تو معجزه اگر میخوای باید مومن بشی بهش...

 خدا تو تاریکترین لحطه ی روح معجزه هاشو نشون داده...

دریا وقتی شکافته شد... که دریا قرارگرفت مقابل ایمان یک پیامبر...

تو پیامبر زندگی خودتی


نظرات (1)
ارسال رایگان کتاب
یکشنبه 21 آبان 1396 ساعت 21:55
زیبا بود
امتیاز: 0 0
پاسخ:
واقعا ؟؟
رایگان؟؟؟؟
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد