X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 15 آبان 1396 @ 17:28

رشت...شیراز

پارسال یه روز دقیقا صبح سفرم!  اتو اتصالی کرد و. از ناحیه دست دچار سوختگی با جرقه الکتریکی شدم! که به قطر یکسانت آبسه کرد و بدجوری پوستمو سوزوند

فکرمیکردم خب پس سفرم به خیر نیست...

اما اون... بهترین... بهترین...بهترین سفر تمام عمرم شده بود

با اینکه کل راه پماد دستم بود تا هی تجدیدش کنم

با اینکه کل برنامه هام تو اون شهر بهم ریخته بود..

حالا به رد اون سوختگی نگاه میکنم و میبینم تا ابد باهامه...یادگاریه قشنگترین سفر تنهایانه ی زندگیم!

امروز که باز در خال اتو بودم و یهو انگشتم خورد به صفحشو سوخت...

یاد اون روز افتادم...

ای کاش میشد بازم...

و چه طفلکیه آدم وقتی از کلمه "کاش" استفاده میکنه!


+بیست کیلو دستمال کاغذی اوزدم برای گریه ی تو راهم!!! دریغ از دوقطره اشک! فقط یکیشون خرج عطسه شد

+بازم دوتا توریست باهامونن

موقع خرید بلیط از خانومه یه سوال میپرسیدن بعد خانومه نمیتونست متوجهشون کنه، من کردم. تا بلیط خودمو بگیرم دیذم ولستادن بهم نکاه میکنن. اومدن جلو گفتن میشه کمکمون کنید غذا پیداکنیم..لهجه انگلیسیشونم امریکایی بود. منم ادرس رستوران ترمیتالو پرسیدم از همونجا گفتم برن کجا! بی خدافظی هیچی ام پاشدم اومدم تو اتوبوسم:| بعد که اومدم عذاب وجدان گرفتم که چرا طفلیارو نبردم خودم نشون بدم... یهو بعد بیست دقیقه دیدم همسفرمونن:)  منوکه دیدن لبخند زدن مثل یه جور خیال جمعی . بعد شوفر اومد کفت نمیتونستم از ساندویچی بلندشون کنم بگم بیان! حالیشون نمیشد! شمارم پیدانکزدم. گفتم حالا تو طول سفر چیزی خواستن بگید بهم، مزاحم نیستید . تا الان که خوبه چیزی ام نخولستن. شبیه پاپانوئلن انقد سفید و لپ گلی و خوشگل هستن.آدم میخواد گازشون بزنه عین نون خامه ای! البته آدم قبلیها. منکه دیگه هیچی. آدم قبلی حتی میبردشون رستوران بعدم صنذلیشو کنارشون میگرفتو تا مقصد کلی گپ میزدن!

 میخوان برن شیراز... حدود بیستوشش هفت سالشونه. چه دل و جرات و انکیزه ای داشتن برای ایران اومدن...

ابهام زدایی!!!!

من راهی شیراز نبودم. اونا داشتن میرفتن. اتوبوسمون تا یه جایی یکی بود

نظرات (2)
مجید مویدی
سه‌شنبه 16 آبان 1396 ساعت 21:57
سلام
دقیقا متن این ابهام رو ایجاد می کرد ها.. خودمونیم :))
حالا ما که متاسفانه قسمت نشد از اون موقع(همون موقعی که یه نفر به من قول مهمونم کنه) تا حالا بیام رشت، اما شما اگه این طرفا اومدید خبر بدید در خدمتتون باشیم. خوشحال میشیم ببینیمتون :)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
به به بر مویدی ترین شیرازی دنیا:)
چشم حتما
عاطفه
دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت 18:29
داری میری شیراز؟؟؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
وای ماتریوشکاهم چنین برداشت کرد!
من بد گفتم پس:|
اونا میخواستن برن شیراز
ولی اتوبوس مستقیم نبود به اونجا
اومدن با ما
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد