X
تبلیغات
رایتل
جمعه 12 آبان 1396 @ 00:55


یه قلپ از شیک شکلاتیش خورد

بعد گفت میدونی چیه؟

به نظرم آدمای غمگین وبلاگ مینویسن! ولی این در مورد تو صدق نمیکرد برای همین عجیب بودی برام.

خندیدم گفتم آره انگار

یاد روزای خوبم افتادم! که تا هر اتفاق مسخره ای میوفتاد باذوق و شوق میخواستم بیام اینجا بنویسم

ولی این روزا که به قول اون تمام فاکتورای یه وبلاگ نویس غمگینو دارم، دیگه حسی برای نوشتن ندارم

همونجوری که دلم نمیخواد شعر بخونم

آهنگ گوش بدم

فیلم ببینم

با دوستام برم بیرون

مدام دوربین دستم باشه و از هر جنبشی عکس بندازم

کتاب بخونم

جمعه هارو بگردم

تنهایی برم سینما و تاترو و کنسرت

خونه جنگلی و طبیعت گردی

شکم چرونی و رستوران کشف کنی

هیچی

مطلقا هیچی

یک مدت نماز و دعا شده بود سرگرمیم

الان اوناهم رنگ باختن

فقط منتظرم! منتظر چی؟

دقیقا میدونم منتظر چی ام

همونجوری که سالهای سال منتظر این طوفان بودم

حالا هم منتظر روز آفتابی بعدشم

یه نور باید پیدابشه این روبالشتی های خیسو خشک کنه 

یا نه؟!

خواب خواب خواب

بی بدیل ترین نعمت خداوندی! در اینجور شرایط