X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 4 آبان 1396 @ 13:23

هست رنگی که بگوید با من اندکی صبر سحر نزدیک است؟!

در تمام طول زندگیم فکرمیکردم آدم باهوشی هستم

ولی این روزها به شدت احساس میکنم کودنم برای حل مشکلم...

انگار هرکاری که میکنم، احمقانه ترین کار ممکنه

فقط خرابتر میشه

اون روزای اول از عالم غیب! برکاتی میرسید

مثلا نشانه قشنگی. خواب خوش و الهام بخشی...

 همونها هم به کل قطع شدن...

دیگه حتی از بازکردن اتفاقی قرآن هم میترسم

بس که تهدید و حساب کف دست گذاشتن میاد...

امروز باز حرکتی کردم...

نمیدونم نتیجه ای بده یا نه

احتمال نتیجه مثبت دادنش یک به نودونه هست

حتی انتظار براش بی فایدست

احساس میکنم دارم تموم میشم

یکی دوهفته ی پیش حداقل مادر بود که میگفت صبرکن... کمی تحمل کن... درست میشه

حالا اونهم کاملا ناامید شده.

من موندم و حجم بی پایانی از نشدن ها!

بعد میگم مگه نمیگن فقط مرگ چاره نداره؟

پس چرا نمیشه برای من... راهش چیه... باید چه کنم... 


نیست رنگی که بگوید بامن

اندکی صبر سحر نزدیک است

هر دم این بانگ برآرم از دل

آاااااه  این شب

چقدر تاریک است...


+اینجا خانومی بود که برای من چهله گرفته بود... فکرکن کسی ناشناس تا این حد بهت محبت داشته باشه... چهلش تموم شده قطعا. مرسی ازتون. دل شما قطعا پاک و با آبروی نزد خدا. ولی من تمام محرم خدارو به آبروی امام حسین صدازدم و رو بهم نکرد...خیلیه ها:) خیلی... بلاشک تا همین حد چرک و پلید هستم:) واقعا هم نمیدونم باید برای پاک شدن چه بکنم

اونقدری که تو این دوماه اذیت شدم فکرمیکردم تخلیه روحیمه... دارم تاوان میدم که بعدش سبکیو بچشمُ...که خب گویا چنین نیست. شدم ازونهایی که ولشون کرده به حال خودشون...