X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 26 مهر 1396 @ 19:11

یک درصدی ها

شاید فردا این موقع تو شهر دیگه ای باشم

حال دیگه ای داشته باشم 

حالی خوب یا خیلی بد

الان تنهام...پدرمادر رفتن دکتر که دست مامان ویزیت بشه.

آهو رفته خرید. گیسو هم کتابخونست

من با دنیایی از تردید و سوالهای بی جواب اینجا نشستم و منتظر فردام

منتظرم؟!

نمیدونم...

نودونه درصد هیچ اتفاق مثبتی نمیوفته! یا خنثی یا منفی

یک درصد شاید چیزی که میخوام بشه و یک قدم! به چیزی که میخوام نزدیک بشم... یک قدم در برابر کیلومترها فاصله

گاهی همین یک درصدهاست که به آدما امید و انگیزه میده برای زندگی...

تمام عالم پیرامونت میگن نه و نمیشه و فراموش کن و رها کن و تقدیره و حکمتی داره و... و درستم میگن! چون دارن به نودونه درصد لیوان نگاه میکنن که خالیه

که عقل... منطق.. تحلیل...شعور و همه و همه تایید میکنن تمومه!

ولی من جامو میبرم بالا و میتونم با همون یک قطره هم مست بشم.ِ..

نیازمند که بشی

تشنه که باشی

یک قطره هم برای تو یک قطرست

جنگ بزرگیه، دو سه نفری هم که امید میدن صراحتا گفتن خیلی برای شکست آماده باش اگرم میجنگی!

میگم چشم چشم...

ولی نیستم. اصلا بهش فکر هم نمیکنم.

یعنی جراتشو ندارم.

چوپیای دشتهای خیال من عین خیالش نیست!شادوشنگول داره تو دشتش میدوعه دوباره... رویاهاشو میسازه دوباره... اصلا هم به حرف کسی گوش نمیده...

خود منم شاید به شادی اون نباشم... ولی بازم منتظرم و امیدوار...


+قرآن... آرام بخش حال این روزهامه.

+فردا خیلی قراره مهم باشه... خیلی...حیفشه این چوپیا که از نی زدن بیوفته! حیفه که دنیا یکی مثل اونو از دست بده... دلم میخواست یه روز از وجودم بیارمش بیرونو با خودم یکی بشه... کسی چه میدونه؟ شایدم شد:)