X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 9 مهر 1396 @ 05:14

مکن ای صبح طلوع

خورشید حتی برای عاشورا نیز از طلوع باز نه ایستاد

برای هیچ واقعه ای در تاریخ زمین از حرکت متوقف نشد

زندگی با هر مصیبتی بی رحمانه جریان دارد

چون رودی خروشان که هیچ سدی یارای بستن راهش را نخواهد داشت

و این ماییم

محکوم به زندگی!

محکوم در شرایطی که اوضاع بر وفق مراد نچرخد

و تشنه در شرایطی که غرق در لذت باشیم

همچنان که عده ایمان هرروز مرگ از خدا طلب میکنند عده ای دیگر با بیماریهای کشنده و لاعلاج میجنگند

از سیل و جنگ فرار میکنند و به طرز عجیبی زندگی را با چنگ و دندان برای خود نگه میدارند

قاعده ی عجیبیست

نمیخواهم دنیارا ساعتی تصورکنم که زمانی تنظیم شده و در روزی خاص حرکتش به پایان میرسد

نمیخواهم خدارا ناظر بی دخالت بدانم

باورم این است حتی افتادن برگی خواست اوست... که اون آنقدر بزرگ است تا در بی اهمیت ترین وقایع جهان مستقیما نقش داشته باشد

روزهایی طولانی از مصیبت زندگی ام گذشته

مصیبتی که نه هضم شده نه تکراری

وقتی به خودم در اولین روز نگاه میکنم دیگر نمیشناسمش

نمیخواهم باورکنم این تنبیهی باشد بی پاداش

تمام دلخوشی ام شاید این است که روزی در همین روزهای نزدیک و پیش رو

آنچه از کفم رفته را بهم پس بدهد... آنچه که خود از کف دادم... مثل پرنده سعادتی که خود بوسبدم و پروازش دادم

برمیگردد ... نه؟

آرزوها و شیشه عمرم را نیز به منقار و پنجه میگیرد و یک صبح برمیگردد... نه؟

خدایا به همین صبح که عالمی تمنای روز نشدنش را داشتند... بگو... به من برمیگردانی... و بگو لازم نیست چون یعقوب هزارسال گریه کنم

بگو سعادت را چندروز بعد مثل سعادتی که به یوسفت در چاه نشان دادی، به من هم نشان میدهی... سعادتی که ساده در دامانم گذاشته بودی و کودکانه پسش زدم...

نظرات (1)
نگار
یکشنبه 9 مهر 1396 ساعت 12:33
فراموشت شدکامنتدونی روببندی
پس منم ازلای در حرفمو بزنم
دوتاپست پایین ترکه گفتی:معحزه ای که من میخوام خیلییی کوچیکه .... خیلی... ولی برای من زندگی دوبارست
یه جور جون گرفتنه..مثل تولد دوباره.. :
اینقدخوشحال شدم که هنوزم میشه واسه دعاکردن برای جوپیای عزیز امیدواربود€))
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:)
عزیزم
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.