X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 27 شهریور 1396 @ 16:22

درمان

ده

گی


و هیچ

هیچ نشانه ای

هیچ نجاتی

هیچ کلامی

هیچ مطلق

مثل عدم

شبیه نیستی

نه

نه میخواهم به خویش برگردم

نه آدم جدیدی بسازم

میخواهم در یکی از همین شبها جسمی که سالها به دوشش کشیدم پس بدهم و بروم

با اولین شهابی که از قطب می آید

با اولین دسته ی پرندگان مهاجر

با اولین نهنگی که ناکجاترین ساحل را برای خودکشی انتخاب کرده است

تمام شده ام

به سختی تمام شده ام ...کورسوی امید نمیبینم

دلگرم هیچ پیشامدی تیستم

دنیای عجیبم تلخترین شکل نابودی را تجربه کرد. فروریختنی ناباورانه.

گاهی در رویایم چشمانم را میبندمو آنچه دلخواستنییت می پردازم...

غرق میشوم و ساعتها بعد 

سالها بعد چشم میگشایم

و هنوز اینجایم 

با یک مشت استخوان که پوسیده و جمجمعه ای که لبخند میزند