X
تبلیغات
رایتل
شنبه 28 مرداد 1396 @ 00:34

میهمانی در ساعتی عجیب

حمام گرفتم، مهمان داشتیم و رساندمشون

دسرهای فردارو آماده کردم و گذاشتم توی یخچال

گیفتهارو تموم کردم و باید بهشون شکلات اصافه کنم و بعد بسته بندی نهایی

کمی به پره های بینی سرخ شدم کرم مالیدم تا التهاب و سوزششون کمتر بشه و در بین همه کارها مدام از چشمام التماس میکردم که نبارن. رامم شدن! ولی امان از آب دماغ!!! اشکو میشه کاری کرد ولی سرمنشا آب بینی به قدری نامعلوم و افسارگسیختست که خودش جاری میشه

حتی چندباری موقع رانندگی گیسو مچمو گرفت! با تردید پرسید سرماخوردی ؟

الان هم لم دادم و منتظر خبر دوستی هستم برای مهمانی رفتن!!! دقیقا همین وقت شب اتفاقا...

از حالا نگران تو راهم! که یوقت دوباره گریم نگیره و صورتم بشه تابلویی برای آبرو ریزی!


+نگفتم براتون! فردا برای گیسو تولد میگیریم! بعد با این حال من... پسفرداشم باید برم تهران همایش فشرده ی دوروزه از صبح تا شب! 

+شعر و موزیک رو بر خودم حرام اعلام کردم. مگر کمکی بشه به رفع بدحالیم. در ماشین فقط رادیو! در خانه هم فقط کتب فلسفی یا تاریخی سنگین. تا ببینم چی میشه.


بعدا نوشت: دوستمان خبر داد که امشب نمیشود و خدا خیرششش بده:دی چون داشتم از خواب میمردم!! از طرفی هم نگران بیخوابی خودشون بودم! خب میریم که با خیالی اسوده بوخوسیم،گنایت عه وِری بادی!


نظرات (4)
نگار
شنبه 28 مرداد 1396 ساعت 21:45
تولد خواهرخانومیت مبارک!
پرباشه ازشادی همیشه الهی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی عزیزکممم:*
ماریا
شنبه 28 مرداد 1396 ساعت 20:08
عزیزم. مشکل تمااااام ِ ای گریه زاریا با شُوَر حل میشه!

گیسو را ماچ کن، تولدت مبارک بگو از طرف من
امتیاز: 0 0
پاسخ:
گریش شاید حل بشه ولی صدهزارتا گرفتاری دیگه بهش اضافه میشه;)
مرسییییی
حتما:*
محمد
شنبه 28 مرداد 1396 ساعت 17:15
تولدشون مبارک باشه خیلی...امیدوارم که همیشه و به ویژه امسال! سالی آروم رو طی کنن و همیشه موفق باشن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنوووووووووونم پسر گل و عزیز
آخرم به من نگفتی ماه تولد خودتو
شایدم من زیاد باهوش نبودم برای حدس زدنش;)
فرانک
شنبه 28 مرداد 1396 ساعت 01:55
خسته نباشی عزیزم...مبارک باشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
صلام
ممنونم خیلی :)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد